شنبه ۶ فوریهٔ ۲۰۱۰

84) پنجره ها و ترانه های سه صدایی

کاریکاتوری از شوی پنجره ها در هفته نامه اطلاعات هفتگی 1355

نوش آفرین ، ابی و شهرام ( درحین اجرای ترانه سه صدایی در شوی تلویزیونی پنجره ها )


حسن رضیانی ( در نقش ملانصرالدین درشوی تلویزیونی پنجره ها )


... و اینهم معرفی نامه ای از شوی پنجره ها در هفته نامه تماشا در سال 1355 و در آستانه نوروز :

دربرنامه این هفته پنجره ها ، ابی و شهرام و نوش آفرین دو آهنگ سه صدایی اجرا میکنند و هایده ، عقیلی ، نسرین ، مازیار و چند خواننده دیگر آهنگهایی خواهند خواند .
پنجره های این هفته شامل سیاه بازی و مسابقه 20 سوالی بوده و خود روحانی که همیشه سئوالات را مطرح میکرد مورد سئوال واقع میشود .
در ضمن برنامه های کلمبو ، کانن ، حاج فیروز ، بزم ملا و دید و بازدید هنرمندان نیز از برنامه های شاد این هفته پنجره ها خواهد بود .

اشاره ها :

* شوی پنجره ها از جمله شوهای موفق تلویزیونی در پیش از انقلاب بود که از شبکه اول تلویزیون ملی ایران پخش میشد . تهیه و کارگردانی پنجره ها با برادران شیروان بیگی ( کیومرث و خسرو ) بود که پخش این برنامه از سال 1354 تا سال 1356 ادامه داشت . این برنامه توسط مجری معروف تلویزیون ملی ، آزاده وزیری اجرا میشد . بعضا خوانندگان معروف علاوه بر اجرای ترانه در این شو ، به اجرای نمایشهای کمدی میان برنامه ای نیز میپرداختند . از جمله برنامه های کمدی این شو ، بزم ملانصرالدین بود که نقش ملا را حسن رضیانی بازی میکرد . فتانه ملک زاده - خواننده ای که پس از انقلاب در دهه 60 شمسی (80 میلادی) به شهرت زیادی رسید - در طول سالهای پخش این شو ، همسر شیروان بیگی بوده و جز خوانندگان انحصاری این برنامه به شمار میرفت . متاسفانه نسخه های ویدیویی این برنامه بسیار نایاب است و گفته میشود چند حلقه از آن نزد خود شیروان بیگی که در حال حاضر ساکن آمریکاست ، موجود میباشد .

* نوش آفرین در سال 1379 در مصاحبه ای با شبکه تلویزیون ایران در لس آنجلس به ترانه های سه صدایی فوق اشاره کرده و گفت " متاسفانه این ترانه ها خیلی کم پخش شد " در هر حال ما که تا کنون موفق به یافتن حتی نوارصوتی این ترانه ها نیز نشده ایم .


با تشکر از دوست عزیزمان شایان بابت ارسال عکس سه نفره این پست

و با تشکر از مصطفی و فرهاد و سایت الد مدیا

سه‌شنبه ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۰

83) فیلمشناسی : قاصدک

دیوارکوب فیلم قاصدک


نام فیلم : قاصدک

کارگردان : م صفار


خلاصه داستان :

قاسم ملول ( سعید راد ) جوان قماربازي است كه با کیف زنی گذران زندگی مي كند. مادرش ( ملیحه نصیری ) با او به مهرباني رفتار مي كند ، اما پدرش ( آرمان ) ، كه مامور پليس است ، به او اعتنايي ندارد. در پی یک درگیری خانوادگی ، پدر او را از خانه مي راند و قاسم در خانه ي دوستش عزيز ( نعمت الله گرجی ) ساكن مي شود. قاسم كيف زري ( نوش آفرین ) را مي ربايد، و زري چند روز بعد با ديدن قاسم در فروشگاهی او را تعقيب مي كند. در این تعقیب و گریز زری در اثر برخورد با اتومبيلی از هوش مي رود. قاسم زری بیهوش را خواهر خود معرفی کرده و برای کمک به او ، وی را به خانه ي دوستش عزیز ميبرد . زري پس از به هوش آمدن و دیدن قاسم جار و جنجال راه مي اندازد، اما قاسم بدون اینکه به او صدمه ای بزند کیف پولش را پس داده و او را به خانه میرساند . زری که از طبقه مرفه جامعه است ، در گیر مشکلات خانوادگی بخصوص با نامادری خود ( شهناز ) است . همین مشکلات او را وسوسه میکند که به دعوت قاسم برای دیدار مجدد پاسخ مثبت بدهد . قاسم در يك مهماني در خانه ي زری كيف یکی از مهمانان را مي ربايد، و نامادري زري صحنه سرقت را مي بيند و قاسم را در میان جمع رسوا میکند . زري نیز کمی بعد خانه ي نامادري را ترك مي كند و به قاسم پناه مي برد . آندو، به تدريج، به هم علاقه مند شده و باهم ازدواج میکنند . قاسم جهت معرفی زری به مادرش ، پنهانی به منزل میرود . پدر زری بطور ناگهانی سر رسیده و به تصور اینکه زری دختری ولگرد است که قاسم برای خوشگذرانی به منزل آورده ، با آنها درگیر میشود . قاسم برای همیشه پدر را ترک میکند . او که بدلیل سو سابقه قادر نيست كار آبرومندي بيابد، پس از اين كه در مي يابد زري باردار است ، تصمیم میگیرد برای آخرین بار دست به دزدی بزند و بدون اطلاع زری به يك جواهر فروشي ، که در منطقه پاسبانی پدرش است ، دستبرد ميزند. در حین سرقت پلیس از ماجرا باخبر شده و قاسم در موقع فرار به ضرب گلوله اي ، كه پدرش به سوي او شليك مي كند، در جوار زباله دانیها از پا در مي آيد.

اشارات :


* این فیلم در تاریخ 19 آبان 1355 در سینماهای اروپا ، نیاگارا ، الوند ، کاپری ، مولن روژ ، شرق ، سیلوانا ، میامی ، کیهان ، اورانوس ، پارس ، شهرام و مارلیک بنمایش در آمد.

* قاصدک پر فروشترین فیلمی است که نوش آفرین در آن شرکت داشته است . این فیلم 1150000 تومان فروخت .

* قاصدک شروع همکاری سعید راد و نوش آفرین بعنوان یک زوج سینمایی شد که تا انقلاب 57 به بازی در چهار فیلم مشترک انجامید .

* ترانه های زیبای دعوت با صدای نوش آفرین و شکار با صدای ابی ، بر اساس سلیقه سینمای جوان پسند آن سالها زینت بخش موسیقی صحنه هایی از این فیلم شدند .

منابع : سالشمار سینمای ایران تالیف هما جاودانی و فیلمشناخت سینمای ایران تالیف عباس بهارلو

پاسخ به نظرات :


محمد عزیز : جواب شما رو به بابک هم دادم . عکس مربوط به هفته نامه ستاره سینماست . بزودی در وبلاگ قرار میدم .
آرش عزیز : خوشحالم ازآشناییت . متاسفانه فرصت ایمیل کردن خصوصی دست نمیده . ولی همه رو به مناسبت در سایت قرار میدم . مرسی

با تشکر از نازی ، بابک ، مصطفی ، شیرین ، فرهاد ، ماندانا و سایت خانه فیلم شیراز



یکشنبه ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰

82 ) چرا آرایش نمیکنی ؟!؟


نوش آفرین روجلدی هفته نامه ستاره سینما - 22 آبان 1355

زنده یاد هایده


اینهم ماجرایی جالب از هفته نامه اطلاعات هفتگی در سال 1355:

چند شب پیش در کاباره ای که هایده و نوش آفرین برنامه اجرا میکنند اتفاق بامزه ای افتاد و ایندو برخورد جالبی باهم داشتند . نوش آفرین بعد از تمام شدن برنامه اش در دفتر کاباره منتظر شد تا اتومبیل یکی از آژانسها او را به خانه اش ببرد .
در این موقع هایده هم برای اجرای برنامه به کاباره آمد . آندو با هم سلام و تعارف گرمی کردند و هایده با صدای بلند گفت : راستی من نمیدانم تو چرا اینقدر شلخته ای ؟ چرا هیچوقت آرایش نمیکنی؟
نوش آفرین در جواب او خندید و گفت : خیلیها به من میگویند صورت من بدون آرایش قشنگتر است ، بهمین دلیل میخواهم بعد از این بطور کلی لوازم آرایشم را دور بریزم و بدون آرایش بین مردم ظاهر شوم .

اشاره :

نوش آفرین سالها بعد در مصاحبه با شبکه تلویزیونی تپش از خاطره فوق یاد کرد ، فقط بجای زنده یاد هایده به زنده یاد مهستی اشاره کرد . حالا کدام درست بوده ، ماهم نمیدانیم شایدم هر دو ؟!؟

شنبه ۹ ژانویهٔ ۲۰۱۰

81 ) نام واقعی هنرمندان

نوش آفرین ( فاطمه عبدی گلنگشی )

هاله ( فاطمه نظری)


شهره ( فاطمه صولتی )

و اینهم نام واقعی برخی از هنرمندان

بهروز وثوقی ( خلیل وثوقی ) – فروزان ( پروین ساجدی ) – رامش ( آذر محبی ) – هاله ( فاطمه نظری ) – شهره ( فاطمه صولتی ) – نوش آفرین ( فاطمه عبدی گلنگشی ) – ایرج (حسین خواجه امیری ) – نلی ( شمسی اشتری ) – منوچهر وثوق (عباس رضایی وثوق ) – ستار ( ابوالحسن ستارپور ) – مازیار ( عبدالرضا کیانی نژاد ) – پوران ( فرحدخت طالقانی )

با تشکر از دوست عزیزمان جلیل بابت ارسال عکسهای زیبا (
jalil_58@yahoo.com)

پنجشنبه ۲۴ دسامبر ۲۰۰۹

80) ورود به جبهه ی سوم ، نیشتر بر زخمی عمیق ...



نوش آفرین و سعید راد در حین فیلمبرداری قاصدک - روجلدی ستاره سینما ویژه نامه نوروز 1355


در شماره 159 هفته نامه ستاره سینما در تاریخ 8 آبان 1355 مطلبی در مورد فیلم قاصدک قبل از نمایش عمومیش به چاپ رسیده که بطور کلی به حال و هوای سینمای آندوران نیز اشاراتی دارد . در هر حال صرفنظر از اینکه درستی یا نادرستی این مطلب از دید کارشناسی تا چه اندازه است ، خواندنش خالی از لطف نیست .

هفته گذشته فیلم قاصدک در استودیو دماوند ، طی یک جلسه خصوصی برای گروهی از دست اندرکاران و رفقای مطبوعاتی به نمایش در آمد . هر چند که این جلسه عمومیت نداشت ، اما گرم و پر شور بود و بازار بحث و حرف داغ و تمام نشدنی . آنچه که میخوانید چکیده حرفهایی است که آمده و ما را بر آن داشته تا دقیقتر در مورد یک فیلم سالم مطالبی را قلمی کنیم .
شوق دیدار از فیلم قاصدک بیشتر از این سرچشمه میگیرد که ماههاست به انتظار تمام شدن آن نشسته ایم . همین انتظار توقع و شوق بیشتری را برای دیدن فیلم برمی انگیزد . خوشحالیم که در این آشفته بازار تهیه و نمایش فیلم تیرمان به سنگ نخورد و شوقمان کور نشد ... چرا که قاصدک را جدا از آنچه که رایج و معمول بازار است ، یافتیم و دیدیم و خوشحالیم که در کنار تمام این بحثها و جنجالهایی که در حواشی فیلم و سینما میگذرد و در کنار تمام این ادا و اصولهایی که به عنوان فیلم تجارتی و هنری مطرح میگردد ، با فیلمی روبرو شدیم که صداقت دارد و بیشترین سهم را در مردمی بودنش داراست .
ارزش این فیلم هنگامی نمایان میشود و شکل میگیرد که میبینیم فیلمساز نخواسته است که از مردم و از اجتماع فاصله بگیرد و به ساختن فیلمی اقدام بورزد که صرفا خواست خودش باشد . بلکه اینبار سازنده را در مقام یک دلسوز و یک غمخوار ویک آگاه در کنار تماشاگر، ایستاده میبینیم . سازنده ای که کوشیده است پرسناژهایش از میان مردم انتخاب شوند و رنگ اصیل یک زندگی واقعی را به روی نگاتیو فیلم بپاشد . آدمهای فیلم دقیقا از میان مردمی انتخاب شده اند که زندگیشان پرماجراست و حوادث زندگی آنها توفانی و فراموش نشدنی است و سناریست چه خوب و چه پرکشش این حوادث را به زنجیر کشیده است .
متاسفانه در طول سالیان اخیر ، غم سینمای ایران ، غم نداشتن فیلم و فیلمساز نبوده است ، بلکه غم ندانستن و نتوانستن بوده است . نظیر فیلم قاصدک را به شکلهای دیگری کمتر در سینمای فارسی دیده ایم . اگر فیلم خوبی دیده ایم این فیلم صرفا هنری بوده و مردم از دیدن آن گریزان بوده اند.
شک نیست که حداقل اگر کسی از وضعیت موجود سینمای ایران آگاهی نداشته باشد ، خوانندگان مجله ستاره سینما خوب میدانند که همین مجله سالها کوشیده است تا پلی میان تماشاگر و فیلمساز باشد و صفحات همین مجله گواه این نکته است که همیشه از فیلم بد انتقاد کرده ایم و از فیلم خوب تعریف و تمجید . اما آنچه مسلم است اینست که ستاره سینما همیشه کوشیده است تا به تفهیم این مهم بپردازد که سینمای ایران در کنار فیلم صرفا هنری که با عقاید شخصی ساخته میشود به فیلم هنری – تجارتی سالم هم نیازمند است که متاسفانه خیلی از دست اندرکاران فیلم مبتذل را که مبالغی رقص و آواز و زدوخورد در آن دیده میشود ، با فیلم خوب و سالم و آگاهی دهنده اشتباه گرفته اند و هر نوع نوار متحرکی را تحت عنوان فیلم تجارتی بدست میدهند . چند سال پیش در یک جلسه طولانی مطرح شد که جبهه سوم سینمای ایران بوجود بیاید . این جبهه سوم میبایست تلفیقی از هنر و تجارت باشد . خوشبختانه قاصدک تمام ویژگیهای در خورستایش یک فیلم سالم و مردم پسند را داراست . قاصدک دقیقا همان فیلمی است که تماشاگرش را گول نمیزند و او را در طول فیلم برای تعقیب یک زندگی واقعی به پرواز در می آورد . وقتی فیلم را دیدیم به این واقعیت پی بردیم که میتوان با همین هنرپیشگان موجود فیلمی ساخت که هم راهگشا باشد و هم اشتیاق بر انگیز . نکته مهم اینست که هر فیلمسازی باید بداند با چه طریقی میخواهد با تماشاگرش روبرو بشود .
م صفار کارگردان فیلم مسیر معینی را در طول فیلم طی میکند . فیلم پرش ندارد . از این شاخه به آن شاخه نمیپرد . حسن بزرگ فیلم اینست که از تکنیک خوب و شسته رفته ای برخوردار است و صحنه های فیلم در حین اینکه از بالاترین و پست ترین نقاط تهران فیلمبرداری شده ، از زیبایی تصویری خاصی برخوردار است که از دید و وسواس فیلمسازحکایت میکند . قاصدک برخلاف دو فیلم گذشته م صفار نوع تازه ای در پرونده این فیلمساز است . فیلم بیش از پانصد بازیگر سیاهی لشکر و بیست هنرپیشه حرفه ای دارد . تمام صحنه های فیلم در تهران و در خیابانها و مکانهای شلوغ و پر جمعیت فیلمبرداری شده ، و این صحنه ها حکایت از تسلط فیلمساز بر آدمهای فیلمش دارد . در قاصدک محیط باشگاه (بیلیارد) با همان وضعی که هست نشان داده شده ، تئاترهای تهران ، تریاها و مکانهای پرزرق و برق با آگاهی کامل به نمایش در آمده ... اگر از این نکات بگذریم قاصدک یک فیلم انتقادی سالم است که نیشتر به دست تماشاگر میدهد تا غده های چرکین و دملهای پوسیده را بشکافد و حیرت از اینست که فیلمساز چه زیبا به مسائل دردناک و آلوده اشاره کرده است .
پرسناژ اول مرد فیلم قاسم (سعید راد ) مرد عاصی و آواره ای است که به هیچ صراطی مستقیم نیست و آلوده یک زندگی جنجالی و پرحادثه است و زری (نوش آفرین) پرسناژ اول زن فیلم دختری است که به نوعی دیگر عاصی و آواره است و او هم دردی همسان قاسم دارد . نعمت الله گرجی در این فیلم نقش یک بازیگر تئاتر را دارد . گرجی در این فیلم غمخوار و همدرد آدمهای تماشاگرش است و نمایشنامه هایی را که برگزار میکند شکافنده عقده های وامانده است و آرمان مرد قدیمی سینما ... این هنرمند همیشه خوب ... در این فیلم در نقش متفاوت و تازه ای ظاهر شده ... نقشی که برای او بنظر ما ، یک تولد دوباره است . جدا از بازیگری خوب و حساب شده هنرمندان این فیلم باید درباره نوش آفرین بیشتر صحبت کنیم . نوش آفرین بیشتر به عنوان یک خواننده شهرت و محبوبیت دارد ، ولی در این فیلم او را در قالب یک بازیگر هنرمند و پر آوازه میبینیم که با قدرت از ایفای نقش محوله بر آمده و تحسین و اعجاب دست اندرکاران را بر می انگیزد و او را رقیب ستارگان محبوب و تراز اول میسازد و فیلمبرداری این فیلم که جمشید الوندی آنرا عهده دار بوده نیز از ظرافت خاصی برخوردار است .



با تشکر از بابک ، ماندانا ، فرهاد ، شیرین ، نازی ، شهاب و سایت خانه فیلم شیراز